بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
135
خلاصة التجارب ( طبع جديد )
از همان نوع مذكور غذا دادم و بعد از چند روز ديگر تب نرمتر شد و اندك چربى عرق گاهى پديد مىآمد و از تن او چيزها برمىآمد مثل خشخاش دانه و مرواريد ريزه و به هفده روز صحت يافت . و غذاخوار را همان غذاى مقرر بود و اگر به گوشت احتياج افتد ، جوجه خروس درافكند و خورانيدن آب عناب جوشيده و صاف و خنك كرده در حصبهها مفيد آيد . و مرضعه را خنكىها چون آب خيار و شيره تخم خرفه و هندوانه و شفتالو و نج بايد دادن . و آنجا كه به تعريق طفل محتاج شوند در هر سنى كه باشد ، نى تر را بكوبند و عصاره آن را بر ميان سر و سرهاى پاى او طلا كنند و او را به جامه گرم دارند آن مقدار كه مطلوب بود عرق آيد . و اگر صداعى نيز باشد و به انچيدن گوش بر طرف نشود يا مانعى بوده باشد انجيدن را ، بگيرند برگ بيد و خطمى و چغندر و نيم كوب كنند و با قدرى نخاله جو و جرم سركه در آب بجوشانند و درون هندوانه را نرم كرده در آن اندازند و نيم گرم پاهاى او را تا زانو بدان بسيار بشويند و به دست فرومىمالند تا اندك عرق آيد و صداع تسكين يابد و طلاى صندل در گلاب سوده و با سركه و آب گشنيز تر بر پيشانى نافع آيد صداع او را و همچنين بوييدن لخلخها و گشودن شكم به شيافهاى خنك عظيم نافع آيد . و آنجا كه سبب تعفن صفرا بود زردى لون بشره و زبان و شقرت بول و سبقت محركات و مولدات صفرا از هوا و غيره بر آن گواهى دهد . علاج آن است كه مرضعه تنقيه كند به چهار شربت و اشباه آن و غذا از غوره با آب انار يا آب زرشك و امثال آن سازد بىگوشت و يوغان جو آب و شورباى برنج با گشنيز سبز هم نيكو آيد و رشته يوغان به قاتقهاى مذكور هم جايز بود و در اواخر جوجهء مرغ و جوجه خروس مناسب بود و دوغ گاوى به يخ و خيار خنك كرده نيكو بود و آلوى پخته در عين گرماى روز غلبه خوردن و سكنجبين تازه در صباحها مفيد آيد . و اگر طفل مريض خورنده بود و يا مريض كودك باشد ، از اين اغذيه و اشربه بايد دادن و تنقيه به چهار شربت كردن اگر احتياج افتد و حنا شبها بر كف دستوپاىهاى ايشان بستن نافع آيد و كوچكتر آن را بر ميان سر بندند در حرارت عظيم و قبض ايشان را به شياف شكر و بنفشه باهم سرشته و يا شياف مشمش تر كرده گشودن هم هر شبانگاه نيكو بود . و عرق آوردن به طريق سابق هم نيكو آيد . و تسكين صداع هم به وجه مذكور بايد و خوردن هندوانه و آلوى پخته مفيد باشد در دوا و طعام و همچنين شيرهء خرفه و سكنجبين و آب سرد و نقيع مقسر آلو و گاهى دوغ گاو با يخ و با قدرى نان تنك عظيم نافع آيد در محرقهاى ايشان دور از طعام . و آنجا كه سبب تعفن بلغم بود و كمى تغيير لون بشره و بول و ضعف هضم و زياده شدن تب به وقت خوردن آب و سردىها و مضعفات معده و هيضه و تخمه سابق و زلق امعا و سبقت اكل مرخيات و مبردات و مرطبات و قلت تشنگى و اختلاف سردى و گرمى و ترى تب و هواى فصل و مقام بدان گواهى دهد ؛ علاج آن است كه مرضعه ماش برنج و اماج و رشته عدس و امثال اينها خورد با مرغ و بىقاتق و هر صباح چند لقمه نان با نعناع شرف كبير مىخورد و بر بالاى طعام سفوف مقوى به كار مىدارد . و اگر طفل مريض خورنده باشد و يا مريض كودك بود او را نيز اين غذاها و شربت دهند و جمله از ترشى